تبليغاتX
چشمان کاملاً بسته

چشمان کاملاً بسته

عشق یعنی :
... سرت را بگیرد در آغوش
و موهای سپیدت را بشمرد دانه دانه 
و تو حیرت کنی که از کِی اینقدر پیر شده ای ...
.
.
.
.
* علیرضا معتمدی 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 13:20  توسط ماندا  | 

تمام لباسهایت زیباست
حتی آنها
که هرگز نمی پوشی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 12:39  توسط ماندا  | 

کاش یه نفر Preview دنیا رو قبل از اینکه به دنیا بیاییم به ما نشون می داد. کاش ما فرصت OK و Cancle  داشتیم...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 10:28  توسط ماندا  | 

دنیای من:
ترسهایم
عادتهایم
آرزوهایم
و 
تو
که جدا از
ترس و عادت و آرزو
عمیق تر
دوستت دارم....

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 10:55  توسط ماندا  | 

به بهانه ی باران گاهی
به بهانه ی پاییز
به بهانه ی غروب
یا
آهنگ غمگینی كه توي تاكسي مي شنوم
به بهانه ی خاطرات بچگی
یا
دیدن يك خواب
به هر بهانه اي 
تو هر شب به یادم می آیی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 8:48  توسط ماندا  | 

JavaScript Codes