یه چیز پیچیده ای توی دلم داره از من می ره بالا. یه احساسی که شکل خیلی خیلی خوبی داره و شبیه حرفای آدمای دیگه نیست. یه زخم کهنه ای که باز شده و برنامه ای برای بسته شدن نداره. چیز دردناکی که می گه به درک. مهم نیست. و خیلی آروم اتفاق می افته. زندگی همینطوریه، همه ي چیزا در حالت عمراً و تو رو خدا نه اتفاق می افته. هیچ چیز اونجوری نمی شه که آدم خیال می کنه...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن :
دلم
برایت تنگ شد
هر کتابی را که باز کردم
ژان والژان نبودي
سوپر من نبودي
ناپلئون نشدي
هركول نبودي
دلم برايت تنگ شد
انگار هزار سال پیش بود
قهرمان هر کتابی
تو بودي ...
