تبليغاتX
چشمان کاملاً بسته

چشمان کاملاً بسته

خواب دیدم
توی خیابان بودم
و تمام پسرهاي زندگیم من را
ماچ می کردند
و مامورها آمدند
من را زدند
پسرها را توي ماشين انداختند
و من زیر چکمه مامور
تا زمین
گیر کرده بودم
نفسم
بالا نمی آمد

خواب دیدم که توی مدرسه
خانم نعمتي
به دستبندطلا و موهاي بيرونم
گیر داد
خِرم را گرفت
و من توی دستهایش
گیر کرده بودم و
نفسم بالا نمی آمد

خواب می دیدم
خواب می دیدم
در این گیر و دار
دلم هم گرفته بود...

×××××××××‌         ×××

پ.ن :

فکر می کنم لحظاتی در زندگی هست که آدم فکر می کنه زندگی واقعا ارزشش رو داشته ...

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 11:46  توسط ماندا  | 

نامردی زنا از قهرمان بازی مردا خیلی قشنگ تره. کلا نمی شه آدم ،آدم باشه و نتونه یه کار ناجور و بر خلاف انتظار بقيه انجام بده! این خلاف قوانین دنیاست. از خدا به خاطر اينجور قانونايي خیلی متشکرم. اگه زنا و مردا هميشه می خواستن خوب و دوست داشتني و مهربون باشن دنیا دیگه خیلی خیلی غیر قابل تحمل می شد...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن :

روزگار
می گذرد
ولی دلم هرگز
خنک نخواهد شد
حتی
توی اين هواي سرد زمستان...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 15:9  توسط ماندا  | 

هیچ چیزی سخت تر از این نیست که آدم ببینه آدما از آدم انتظار دارن باور کنه که خوشبختی ممکنه.

-  -  -  -  -  -

پ.ن :

برام مهمه ولی
به روي خودم نمی آرم
راستش
وقتی آدم بگه که حالم گرفته شد
حالش
بیشتر گرفته میشه...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 9:44  توسط ماندا  | 

اون دفعه که بهم گفتی اون آهنگ عجیب و غریب خارجي رو برات پیدا کنم که روی یه نوار قدیمی شنیدی ولی اسمش رو نمی دونی. به این فکر افتادم که شاید همه ما داریم با این آهنگای احمقانه که هیچ کس نشنیده،كتابايي كه هيچ كس نخونده ،فيلمايي كه هيچكس نديده  و كارايي كه هيچ كس نكرده خودمون رو از دیگران متمایز می کنیم ولي فکر می کنم این تلاش خیلی بی فایده است.شايدحق با فانتا باشه ،ما آدمها به طرز گریه آوری شبیه هم هستیم...

ªªªªªªª

پ.ن :

دنبال یک ضربدر کوچک هستم
که خدا یک جایی
روی دیوار کشیده
و تا کلیک کنی
هستی بسته خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 13:29  توسط ماندا  | 

خدا اونقدرا هم نامرد نیست در مقابل ما چند ميليون آدم بدبختي که مجبور به زندگی و رنج ابدی هستیم ميليونها میلیون آدم دیگه هم هستن که هرگز به و جود نمی آن و از نبودنشون لذت می برن...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن :


حاکم می گوید
نه دل داریم
نه آس تنها
حکم همه ي ما خشت است...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 15:12  توسط ماندا  | 

فکر می کنم یک لحظه ای هست که آدم هر چقدر هم سرتق باشد روی دو تا زانویش می افتد و بالا را نگاه می کند خدا آنموقع یک نگاهی به فرشته اش که هول شده می اندازد و زیر لب می گوید: "ولش کن نمیخواهد تحویلش بگیری"

_________________

پ.ن :

سرت را بلند کن
بار اولت نیست
آخرین بار هم نخواهد بود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 14:42  توسط ماندا  | 

هیچ دقت کردید ؟! قدیما یه چیز مسخره ای به اسم ایمان وجود داشته و مردم با اون سرگرم بودن. نمی فهمم این معنی ها و اعتقادات چطور توی هم رفت، داغون شد و ديد همه عوض شد. یعنی الان یه احساس مسخره ای همه رو گرفته که دیگران و حتی خود آدم وقتي از اميد به زندگي و خيلي چيزاي خوب ديگه چه توي اين دنيا و چه اون دنيا  ميگه مطلقا داره "چرت" می گه!

......     ......      ......     .......    .......   ......

پ.ن :

به بهانه باران گاهی
به بهانه پاییز
به بهانه غروبها
یا آهنگ غمگینی

كه توي تاكسي مي شنوم
به بهانه آدمهای دیگر
به بهانه خاطرات بچگی
یا
دیدن يك خواب
به هر بهانه اي
تو هر شب یادم می آیی
تو هر شب یادم می آیی...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 13:22  توسط ماندا  | 

بعضي از آدما انگار از من و خيلياي ديگه راحتتر دنياشون رو پيدا مي كنن بهتر مي شناسنش و باهاش كنار ميان و گاهي به زندگي يه طوري نگاه مي كنن انگار خيلي وقت پيش تموم شده و يا تازه داره  شروع ميشه ، نمي تونم بگم اينطوري بهتره ولي دارم شك مي كنم به دنياي خودم! آدم گاهي به يه چيز ريز نگاه مي كنه و دنيا رو مي بينه. اوناهم همينطوري ان يه چيز كوچيك دنياشون مي شه يه شاخه گل يه نامه بدخط يه آينه بغل پيكان يه كتاب يه جانماز يه تلفن و يا حتي يه اس ام اس! و توي همونا به رستگاري مي رسن! اين هم يك جورشه. نبايد بيخود به آدما سخت گرفت. خدا مي گه آخرش همه تون مثل هم رستگار مي شيد و بعدش لبخند تلخي مي زنه! معني حرفهاي خدا رو كه مي گن  آخوندها مي فهمن، معني لبخندهاي تلخ هيچ كسي رو ولي نمي شه فهميد...

~~~~

پ. ن :

به حرفهاي تو
و چشمهاي تو
و دستهای تو
ایمان دارم
آیا این برای رستگار شدنم کافیست؟!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 7:42  توسط ماندا  | 

 

خواهرم چندتا از عکسای بچگیم رو یعنی بچگیمون رو توي يه آلبوم جداگونه گذاشته و بهم داده . هر وقت احساس می کنم حالم خوبه و تحملش رو دارم می رم نگاه می کنم. باورم نمی شه گاهی که یه زمانی واقعا بچه بودم و خوشحال ،و واسه خوشحال شدن بیشتر به هیچ چیز بیشتری احتیاج نداشتم !

****

پ.ن :

یک لحظاتی هست توی زندگی ام

تا ابد

تا هميشه
که هنوز دلم

...
باور کن
یادم نمی رود
نمی شود
باور کن

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 13:47  توسط ماندا  | 

JavaScript Codes