خب بذاريد من کمی اوضاع احوالم رو بررسی کنم ببینم کجا هستم... عقایدم به اعتقاد خيليا مزخرفه و اینکه خوب بنويسم يا بد اصلا مهم نیست و به اعتقاد تو احتمالا من خیلی سخت مي گيرم و جديداً زياد غر مي زنم و تو به طرز غریبی واقع بيني و اینکه من دیگه حال این رو که بخوام اعتقاداتم رو درباره زندگی و خيلي چيزاي ديگه دور بریزم ندارم و... و ...
خب به نظر خودم هیچ شانسی ندارم یعنی اوضام خیلی خرابه و توی فیلما معمولا توي این لحظه یه اتفاق عجیب می افته و همه چیز یه جور دیگه می شه.و من نمی فهمم چرا این اتفاق لعنتی واسه ي من اصلا نمی افته! ببین من جدا دارم خسته و نا اميد ميشم ،حواست هست؟! با “تو “هستم عزیزم از بقيه كه انتظاری ندارم.
گاهی شک می کنم که خدا داره ما رو نگاه می کنه. امیدوارم برنامش واسه داستان من تراژدی نباشه. هپی اند کنه منو و خلاص. راستش درباره این مساله زیاد فکر می کنم...
¤¤¤¤¤¤¤¤¤
پ.ن :
نمیگوید بیا
نمیگوید باش
نمیگوید به من حتی
برو راحتم بگذار
می آید
حرفهای عاشقانه میشنود
لبخند میزند و مي رود ...