تبليغاتX
چشمان کاملاً بسته

چشمان کاملاً بسته

وقتی کسی می گوید
"خوبی؟"
نگو
"
ممنون "
نگو
"خوبم"

نگو

"بهترم "
فقط یک جور بگو
"مرسی"
که طرف بداند
سئوال احمقانه اي  پرسیده.

 

******************************************************

پ.ن :
خوشا مستي
خوشا تلخی

خوشا سيگار

خوشا مردن

خوشا مردن ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 14:56  توسط ماندا  | 

آدم تا چند سالگی بچه است؟ روز چندم زندگی آدمه  که آدم یه هو بزرگ می شه، قد می کشه و مي ره توو خط پسرها ؟ چه بلایی سر آدم می آد که دستهاش از اختیار خودش در میان، موی کسی رو ناز می کنن و آدم آروم مي شه ؟ واقعا بدبختی آدم از چند سالگی شروع می شه؟ و توی چند سالگی تموم می شه؟ آدم کی می فهمه که هیچ چاره ای نمونده؟ چه جور می شه که می فهمه ؟ اینا سئوالای سختی نیست اینها جوابای سختی هستن به سئوالایی که هی بیخودی آدم از خودش مي پرسه و ...

دلم یه آدم خیلی خیلی خوشحال می خواد. از آدمای روشنفکر منطقي پاستوريزه خسته ام. دلم یه آدم خیلی خیلی خوشحال می خواد که سطح فکرش خیلی پایین باشه! بره برام لباس ژینگول بخره از مغازه با ادكلن ارزون و تحقیرم کنه که قیافه ام ضایع است و رقص بلد نیستم. به من بخنده و خوشحال باشه ،هی بخنده و خوشحال باشه. ممکنه ؟ نه واقعا خوشحالی ممکن نیست. ولی اکثر چیزهایی که فکر می کردم غیر ممکنن اتفاق افتادن!

میدونم فهمیدنش خیلی سخته ولی زن بودن گاهی کار بسیار سخت و دشواریه...

 

ûûûûûûûûûûûûûû

پ.ن :

قسم به زندگي
و
قسم به مرگ
كه گم شدن در تو
آسانترين
كارهاي من بود...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 10:26  توسط ماندا  | 

براي بابا كه صدايش را دوست دارم ...

بابايي
اینها مرا نمی فهمند
همه توی دنیاهای خودشان هستند
من دارم
توی نبودن و ترس از بودن آدمهای دیگر
دست و پا ميزنم
دستت را بگذار روی سرم باشد
قول داده ام
قول خواهم داد
دیگر گريه نخواهم کرد...

اما تو خوشبخت بمان بابایی

دوستت داريم

مواظبت هستيم

كنارت مي مانيم

تنها نمي ماني

نگران هيچ چيز نباش

ما هوايت را داريم

هي فلاني !!

من را نگاه كن

ياد بگير

عاشقي اينطوري است

عاشقي اينطور است .

жжжжж

پ.ن :

مرد واقعی کسی است که اگر تمام بازی دو و یک بیاورد و رقیبش جفت شش باز هم بازی را ببرد!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:48  توسط ماندا  | 

نمی خواهم همراهم بیایی

بيش از اين راضي به آزارت نيستم
 اینکه من را نمی دانی

 حق توست
و اینکه من را نمی فهمی
حقم است
می فهمم
من آدم خودخواهي هستم
و انتهای این راه که می روم
به اعتراف خودم از
روی قله های بلندی
پرت خواهم شد
ولی راستش
نگرانم
درست نمی فهمم
تو
کجا می روی تنهایی؟!

 

ffffffffff

 

پ. ن :

فکر می کنم لحظه ای که آدم می فهمه کارهایی رو که قبلا جراتش رو نداشته حالا حتی اگه جراتش رو هم داشته باشه نمی تونه انجام بده، لحظه خیلی غمگین و سختيه ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:27  توسط ماندا  | 

بوی دستهای تو
رنگ موهای تو

برق چشمهای تو

و صداي تو ....
میخوابم
و تو مثل هميشه

روی خوابهای من
راه میروی

راه ميروي

راه ميروي
پایت درد نمیگیرد؟

 

ûûûûûûûûûûûûûûû

 

پ. ن :

یک چراغ در ته تونل می تواند هم علامت آن باشد که آن دورها آفتاب هست هم اینکه یک قطار دارد می آید. فکر می کنم خرد شدن زیر چرخ قطار به لذت امیدوار آفتاب شدن می ارزد...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 12:2  توسط ماندا  | 

خیال کردی
رفتي و تمام ؟
پریده ای و خلاص؟
خاک بر سرت
من که
هرگز
کوتاه نمی آیم
می بینی
تا ابد
دهانت از
شعرهای عاشقانه ي من سرویس است
!

 

¤¤¤¤¤¤¤¤

پ.ن :

من فكر مي كنم افتادن با سقوط کردن فرق داره اغلب آدما هر روز می افتن ولی فقط عده کمی هستن که سقوط می کنن...

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:59  توسط ماندا  | 

خیلی خوب است
آدم مي رود خانه
و يك تلفن

يك صحبت كوچولو

مثل  کورتن
التهابهای مغزی آدم را کم میکند
و آدم احساس میکند که دارد بهتر میبیند

و بهتر مي شود ...

********************************************

پ .ن :

 

لحظات زیادی از زندگی آدماست که احساس می کني تنها نیستي.

 زیاد پیش می آد که آدما اشتباه می کنن...

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 13:55  توسط ماندا  | 

دو تا از دوستاي عزيزم لطف كرده و منو به بازي دعوت كردن يكيش كه گفته اگه من بازي كنم چي ميشه و احتمالن نميدونسته هيچي نميشه و يكي ديگشون كه بيشتر نيتش تفتيش تفكرات بوده تا بازي !

به هر حال با اينكه خودم اخلاق و رفتار زياد جالبي ندارم و در محيط بیرون خونه سعي مي كنم يه دختر خوب و خوش اخلاق به نظر بيام تا نظر ديگران هميشه مثبت باشه و ميدونم خيلي هاي ديگه احتمالن شبيه منن واسه همين سعي ميكنم زياد در مورد ظاهر افراد قضاوت نكنم و نظر ندم پس قبول کنید نظر در مورد دوستای وبلاگی خیلی سخت تره !

و اما شيخ عزيزم

من زياد فيلم مي بينم و بازيگراي زيادي رو مي شناسم و هميشه اونوريا رو به اينوريا ترجيح ميدم! ولي ظاهرن منظور شما داخليا بوده ،بايد بگم اين آخريا هر وقت از سينما بيرون اومدم غصه ي اون وقت و پول بليط رو خوردم!وقتي ميتونم توي خونه از اول تا آخر يه فيلم به صد حالت بچرخم و تند و تند چاي و تخمه بخورم و هرجايي رو دلم خواست چند بار ببينم و يا رد كنم چرا بايد برم فيلماي قيچي شده اي  كه سر و تهش مشخص نيست و اغلب سوژه هاش تكراريه رو نگاه كنم ؟با اين حال  منم مثل همه علائقي دارم و به روی چشم بيانش مي كنم :

فيلمها : اكثر فيلماي بهروز وثوق رو دوس دارم – شب يلدا- شبهاي روشن – شوكران –سگ كشي – قرمز-شيفته –مارمولك –يك تكه نان و فعلن همينا يادم مياد!

بازيگر مرد :رضا كيانيان –فريبرز عرب نيا–عزت اله انتظامي– امين حيايي - محمدرضا شريفي نيا – ال پاچينو!

بازيگر زن :هديه جان تهراني – گلاب آدينه – ثريا قاسمي –مهناز افشار – نيكي كريمي- رويا تيموريان 

گارگردان : عباس كيارستمي –سيروس الوند – بهرام بيضايي –آلفرد هيچكاك !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و اما اظهار نظر در مورد لينكاي وبلاگم

ترقه : طرفدار دموكراسي – كمي دوم خردادي – منور الفكر .سردبير آتي- ليبرال   

كاسني :معلوم الحال –شوخ طبع – مخلص – في امان الله  –سيگاري قهار –يك نوع عباس- گنده لات  

چرندگوی بزرگ :محافظه كار -متفكر – دندون خراب – اكثرا بي پول –ما بسته ي تو هستيم حاجب به بستني نيست- كسي كه از موبايل استفاده نمي كند- سيگار و بستني

پرتگاه :واجب القتل – متخصص فحش و بد و بيراه – نفس كش – دوست داشتني – مردود الصلاحيت

كاپيتان هادوك :اونور آبي – مودب – دوست تن تن و ميلو-  كراوات استعمال مي كند!

رباط : پسرک دوست داشتنی – دوست خوب – اگه یه رشته ی خوب قبول شه چی میشه

بيمار ذهني متولد آگوست : هميشه شاكي – متولد آگوست- شفاي عاجلش را خواستاريم !

ميرستان :صاحب افكار پليد- سنتي -  خودسر

خاطرات يك نق نقو:داستان نويس – شوخ طبع – فاقد تربيت درست و حسابي – از دست رفته

پسر صادق :ساده دل – صادق – داراي اسم تخيلي – جوياي كار – جيگرشو!

زمزمه عشق :آفرين من – دوست اس ام اسي – استعفاء داده – مهربون

فانتازيو:نازنين پسر – آقاي دكتر – داستان نويس – فانتا – دلرحم و دلسوز

خر نسبتاً فهيم :ظاهراً خر است – دراز گوش – متفاوت

ايستاده چون قارچ : شاعر – ويلن زن – ايرج ميرزا – ياحقي – شوخ طبع بي تربيت- شعبون بي مخ  

پشه در سرزمين عجايب :از دوستان آليس- باحال – ناز نازي – ماماني – متفكر- شيك  

زن قد بلند : اصيل – قد بلند – هنرمند – كم حرف – آرام

چوزموري :اخوي باباگنوش – عاقل – سياوش – بد اخلاق

شب هاي ليمويي :رومئو و ژليت–ليلي و مجنون – محرکهای قوی برای حس حسادت!-گربه وگنجيشك

من و خودم :اعظم خانوم- ايزو – عاشق جواد و كامي – شيمي

افرا :شاعر ماماني – غمگين – ساده – ودكا- ابسلوت – ويسكي – مامان دخترش-

تپش هاي عاشقانه :پرنسس – خوش صحبت – نازنين – يار دگري

دگر انديش :دگري – اونور آبي – عاشق – عاقل- يار پرنسس  

پپلينو :بنفش – دانشجو – احساساتي – جمله هاي قشنگ -

قرباني شماره 14 : دختر عزيز كرده ي بابا -  كمي خودخواه – لجباز

فريدا:فهميده –عاشق طبيعت – موجودي محكم كه با كمال شجاعت از خودش و اشتباهاتش حرف ميزنه -

سكوت شب: امير مهدي – پسر گل – بيشتر حرف ديگران را ميزند تا خودش

انديشك هاي من :حامد – علاقمند به سئوال كردن – صاحب انديشه هاي كوچك

وستا : طلا- فهميده – با شعور – مهربون – اصيل – نجيب 

خرمگس:صفحه ي سياه – نوشته هاي سفيد – موجودي كه علاقه زيادي به نتيجه گيري دارد .

شوتوك :فرستنده ي ايميلهاي سر كاري !- آدمي كه زياد حرف نمي زند.

شاه آمفاكتوس :منورالفكر –علاقمند به قورباغه – گاهي وقتها استعدادش گل مي كند و شعر مي گويد .

زندگي بانو :جوان و كم سن و سال – شاكي – ظاهرا متنفر از جنس مذكر

مونث عاصي :اصلاح مي كنم تا به انروز اثري از عصيان در نامبرده مشاهده نشده ولي در مونث بودنش شكي نيست !

اسمارتيس :نامزد فريد – ساده و دوس داشتني – حسابگر- کوچولو

محسن : آقا زاده- نور چشمي -  – شهروند درجه يك – آزاديخواه – چوب دو سر طلا !

دل نوشته هاي يك شيخ :عاشقانه هاي يك شيخ – سخن چو از دل بر آيد لاجرم بر دل نشيند .

شيخ حقگو :موجودي بدون ريش سفيد – گنده گو- معلم اخلاق

اتوبوس آبي :سياوش – شاكي و ناراضي – غصه خور بغداد- طرفدار دموكراسي – متنفر از اوين

دچار:ساده و احساساتي – مذهبي – مهربون -

و خداوند گاو را آفريد : موجودي با هوش – معترض – علي علي اكبري – پسر مامان 

خوابهاي يك ديوانه در جهان مسطح : همسر خوش اخلاق – درشت گو – خودي

فلان بن هيچكس :موجودي كه كمي حرفهاي پيچيده و دشوار ميزند و تعداد زيادي را گيج مي كند- مرموز

گلي :استعداد لازم براي مهرباني – دوست داشتني- ترانه ي گلي خوشگلي در وصف ايشون خونده شده

ساسوشا :خاص – باهوش – نازنازي مامانسي

كشور دلواپسي :شاعر – متفكر – عاشق ماضي

مجتبی نیک سرشت : مثلن شاعر و نویسنده و صاحب کتاب و صاحب حساب !- معلوم الحال

گوريل فهيم :پهلوان ! – سر به زير – محكم

مطبخ خاله خانوم :آشپز نامبر وان – يك خاله ي دوست داشتني - خوش به حال آقاشون

ديوا :بي سر و صدا – ساده دل – دل نگرون

تقويم صبورا : نويسنده اي در حال شكل گيري – خانومه خونه – دوست داشتني

شاه خاموش : شاهي كه بعضاً حرفهاي حكيمانه اي مي زند- متخصص و مجبور در عوض كردن آدرس

مگس : صدرا بني اسعد – كاريكاتوريست – خنده ي زيبايي دارد .

اسكيس : جنوبي – خونگرم – كاريكاتوريست – دوست داشتني – هنرمند -

حميد : تميز – بهداشتي – پاستوريزه – مودب – مرد كمياب

شاهد : دوست جديد – فداكار – خودي – مرد

بیتا : مامان بهی - خانوم خانوما - عاقل - سخنور - محبوب

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 16:10  توسط ماندا  | 

JavaScript Codes